اولین پیک نیک بهاری
سلام مامانی
امروز عصر منو شما و بابایی با اجان حسن رفتیم روستای خشکناب برای گردش. کلی عکس ازت انداختم و کلی شنگ و سبزه چیدیم و آجان چای دم کردن و میوه و چای و شیرینی خوردیم و برگشتی هم سری به پرورش ماهی زدیم که شما حسابی با دیدن ماهی های بزرگ ذوق زده شده بودین و کلی هم به ماهی ها غذا دادی و وقتی ماهی ها برای خوردن غذا میپریدن شما برای ماهی ها دست میزنی و میخندیدن و یه ماهی کبابی بزرگ خریدیم و بردیم خونه مامان جون حمیده شام خوردیم. (البته بابایی یه ماهی هم خریدن که من فردا بپزم برای مامان جون لطیف اینا ببریم).






اینم پریماه خسته و خواب آلود که میگفت باید تو پذیرایی بخوابیم نه تو اتاق.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین پیک نیک بهاری
