پریماه برقیپریماه برقی، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

پریماه جان

روز دختر مبارک

  سلام جان مادر کادوی روز دختر برای عزیزتر از جانم یه حلقه کمر و یه دارت خوشگل دست بابا و مامان درد نکنه. پریماه جان عزیز دلم دوستت دارم و بهترین ها را برات آرزومندم. روزت مبارک باشه خوشگل خودم. ...
24 مرداد 1394

مرداد ماه

سه مرداد 94 ماشین بابا مهدی ساعت هفت صبح موقع رفتن به خونه عمه مهری اداره مامان ساعت دو عزیز دلم بعد از اداره رفتیم خونه نهار خوردیم و از دکتر نویدنیا برات وقت گرفته بودیم قربونت برم دو روز بود اسهال و استفراغ داشتی هر چی خودم بهت دارو و شربت دادم فایده نداشت بردیمت دکتر. که بهت سرم خوراکی و شربت داد. بعد رفتیم شهر بازی و کلی بازی کردی و بعدش رفتیم رستوران وحید و شام خوردیم. شهر بازی زعفرانیه شام در رستوران وحید 5 پارک صبا 14 مرداد ماه ساعت هشت صبح که برانامه سحرلر تو شهر ما بود و بابایی شمارو از خونه عمه مهری آوردن پارک منم ز اداره اومدم اونجا عمه مرضیه و مینا و اسما هم اومد...
20 مرداد 1394

روستای اق بلاغ

سلام نفسم امروز خانواده خاله رقیه و مامان جون حمیده و خاله عاطفه و عمو جمال رفتیم روستای اق بلاغ و عمو جمال یه غاز آورده بودن و اونو کباب کردیم و خوردیم و کلی خوش گذشت یه روستای خوش آب و هوا. اینم پسر خاله رقیه (ابوالفضل) با تفنگ عمو جمال که شما بهش میگی داداش ...
30 تير 1394

سفر قم و جمکران

سلام مامان جان عیدت مبارک عزیزم نماز و روزه هات قبول عید فطر امسال رفتم قم. نماز عید رو تو مرقد حضرت معصومه (ص) خوندیم. جمعه ساعت دو من و شما و بابایی به همراه خانواده همکار بابایی با ماشین اونا رفتیم قم. تو ساوره افطار کردیم و ساعت یازده شب رسیدیم قم. رفتم حرم و نماز و زیارت بعد ساعت دو رفتیم هتل خوابیدم و هشت رفتیم نماز عید فطر و بازار و زیارت و بعد رفتیم جمکران. عزیزم پولهای بیمه امام زمان رو هم دادیم به بخش نذورات. و کلی زیارت کردیم و راه افتادیم و ساعت دوازده شب رسیدیم خونه. یه سفر کوتاه و مختصر. جمکران به روایت تصویر ...
30 تير 1394

سفر مشهد

سلام جان مادر عزیزم هشت تیر ساعت هشت و نیم با پرواز هواپیمایی آتا عازم مشهد مقدس شدیم. آجان و مامان جون و خاله عاطفه من و شما و بابایی هتلمون هم هتل همراز بود. سفر خیلی خوبی بود و به همه حسابی خوش گذشت. این سفر اولین سفر مشهد شما و آجان خاله عاطفه بود. من و بابایی و مامان جون حمیده چند بار قبلا رفته بودیم مشهد. پریماه در مشهد مقدس باباجون تو مشهد مارو بازار و خواجه مراد و خواجه اباست بردن. انشالله زیادت کربلا و مکه هم قسمت گل دخترمون بشه.   ...
15 تير 1394

سوپ خوردن پری ماه جان

سلام نفسم عزیزم هر روز برات سوپ یا آش درست میکنم و تو مخلوط کن میریزم تا هم تو خونه بهت بدم و هم میزارم تو ظرف غذات و عمه مهری جون بهت میده. دستت بابایی درد نکنه برات پاچه میخره و تمیز میکنه و خردشون میکنه منم با آب و پیاز و نمک میزارم کامل میپزه و استخونهاشو میگیرم و مخلفاتشو مخلوط میکنم و میزارم تو فریزر و تو سوپت میریزم. که عزیزمون نوش جان کنه. الهی مامان فدات بشه. تو فرنی ات هم همیشه بابایی برات بادام میخره و منم آسیابش میکنم و با فرنیت مخلوط میکنم و عمه مهری جون صبحانه بهت با زرده تخم بلدرچین میده میخورین. ...
31 خرداد 1394